تبليغاتX
فلسفه رسانه
 

تلویزیون چگونه متولد شد ؟

در این نوشته مختصر در صدد ریشه یابی چگونگی تولد جعبه جادویی تلویزیون بر آمده ایم. البته روشن است بضاعت اندک علمی ما زمینه ساز عیوب بسیاری در این نوشته گشته است که نظرهای شما می تواند مانند چرا غی در آینده فرا روی ما باشد. یا علی

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |
به نام خدا

جناب آقای دکتر هادی صادقی (مسول مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما و همچنین رئیس و استاد دانشکده صدا و سیمای قم) جدیدا نظریه جدیدی راجع به رسانه مطرح کردند که جهت آشنا شدن با این نظریه به جا دیدم  مقاله ی که از ایشان در همایش رسانه تلویزیون و سکولاریزم مطرح شده و در مجموعه مقالات این همایش به چاپ رسیده است را در معرض دید علاقه مندان قرار دهم.

البته ایشان در این مقاله تنها به رسانه تلویزیون اشاره کرده اند و در صدد بیان نظریه خویش در باب جهان مجازی رسانه ها نبوده اند ولی همین مقدار هم می تواند یاریگر ما جهت آشنا شدن با نظریه جدید ایشان باشد...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

تکرار آگهی های تبلیغاتی در رسانه ها

 

حتی اگر جزء مصرف کنند گان پر مصرف تلویزیون هم نباشید به راحتی دریافته اید که پخش آگهی های تبلیغاتی چه حجم زیادی از اوقات برنامه های تلویزیون را به خود اختصاص داده است . بسیاری از مردم با مشاهده ی تکرار مجدد یک تبلیغ تلویزیونی که بارها آنرا دیده اند معمولا با نارضایتی کانال را عوض می کنند و به ابراز ناخشنودی از این امر می پردازند. شاید برای شما هم این سوال مطرح شده باشد که چرا اینقدر تولید کنندگان محصولات مختلف علاقه دارند تبلیغات کالاهایشان را مکررا بر صفحات تلویزیون ببینند.

«تکرار آگهی ها و شعارها و نکات برجسته برای بازاریابی ، وجه مشترک تبلیغات آمریکا در قرن بیستم است. با این حال ، بررسی نظرات مردم درباره تبلیغات نشان می دهد یکی از گلایه های عمومی و همیشگی آنان ، آزاری است که از مشاهده ی مکرر موضوعات کهنه و تکراری می کشند».1

 

در نگاه اولیه شاید اینگونه به نظر برسد که تبلیغات زیاد هیچ اثری غیر از ملال و خستگی مردم از محصول را به دنبال نخواهد داشت. هرچند در عمل آنچه اتفاق می افتد مخالف این نظریه است. اما جای بررسی عمیق و گسترده در مورد تاثیرات تبلیغات تلویزیونی بر گروه های مختلف مخاطبان وجود دارد.

علت گسترده بودن تبلیغات را شاید بتوان در یک تقسیم بندی ساده از سه جهت بررسی کرد:

الف ) رسانه : رسانه ها به ویژه تلویزیون از آن جهت که در آمد زیادی از این جهت نصیبشان می شود همواره طرفدار پخش بیشتر تبلیغات محصولات مختلف هستند . تا حدی که تقریبا یک اصل کلی در نظام پخش تبلیغاتی وجود دارد که هرچه تعداد دفعات پخش یک آگهی بیشتر باشد قیمت تمام شده ی آن برای صاحب آگهی کمتر تمام میشود.

ب ) صاحب آگهی : یک اصل روانشناسی وجود دارد که انسان هرچیزی را بیشتر ببیند بیشتر احساس آشنایی با آن می کند و البته لزوما آشنایی با یک محصول به معنای خرید آن محصول نیست ولی این دو غالبت رابطه ای مستقیم با هم دارند . از این رو صاحبان شرکتها و کارخانه ها و ... نیز علاقه مند به ازدیاد دفعات پخش آگهی خود می باشند.

ج ) شرکت های تولید کننده آگهی : از آنجایی که معمولا (البته بیشتر درخارج) میزان دستمزد سازنده ی آگهی به میزان دفعات پخش آن بستگی دارد ، سازندگان هم تلاش می کنند که آگهی ها را به گونه ای تولید کنند که مدت زمان بیشتری قابلیت برای پخش داشته باشد.

 

1 . آنتونی پراتکانیس و االیوت آرنسون ، 1379. عصر تبلیغات، تهران : سروش (انتشارات صدا و سیما). ص 156

+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

من یک رسانه دارم کسی حرکت نکنه !

رسانه مهمترین وسیله نشر فرهنگ ، نماد نبوغ برتر نوع بشر، سلاح منحصر به فرد در کنترل جوامع بشری، خادم خانه زاد قدرت و...  

در دنیای امروز رسانه های مختلف دیداری و شنیداری از جمله تلویزیون، رادیو و روزنامه ما را احاطه کرده اند. البته کتاب و سینما نیز همان نقش بقیه رسانه ها در چارچوبی خاص انجام می دهد و در این میان اینترنت هم تبدیل به رسانه ایی قدرتمند شده که علاوه براخبار، امکان دسترسی به اطلاعات گسترده در زمینه های مختلف را برای ما فراهم کرده است. رسانه های ذکر شده هر کدام مخاطبین خاص خود را دارند در این میان تلویزیون و رادیو به خاطر تنوع برنامه و امکان دسترسی آسان دارای بیشترین مخاطب می باشد در حالیکه اینترنت و روزنامه با توجه به شرایط خاص تعداد کمتری مخاطب را به خود اختصاص داده اند. 

 بدون شک تاثیر رسانه بر مخاطبین جالبترین و وحشتناکترین ویژگی این پدیده خارق العاده است، که به هیچ وجه نمی توان آنرا نا دیده گرفت تاثیر رسانه بر افکار عمومی جامعه رابطه مستقیم با میزان مخاطبین رسانه دارد. پر واضح است که با توجه به آمار پایین روزنامه خوان ها در ایران و همچنین عدم دسترسی و آشنایی کامل مردم با اینترنت، می توان سهم قابل توجهی برای تلویزیون در زمینه جذب مخاطب در نظر گرفت و البته باب شدن اصطلاحات خاص برنامه های تلویزیونی به خصوص برنامه های طنز در بین مردم، خود موید تاثیر زیاد تلویزیون بر فرهنگ عامه مردم است.

اما مهیج ترین موضوع در مورد رسانه ها قدرت آنهاست، و دولت هایی که به قدرت رسانه ها وافق اند سعی در کنترل یا قرار دادن آنها در خط فکری خود دارند، تاسیس روزنامه ها، شبکه های رادیویی و تلویزیونی دولتی تلاشی برای رسیدن به این هدف می باشد. قدرت رسانه در آن حد است که می تواند نیکسون را وادار به استفا کند، یا آغاز جنگی جدید را برای مردم کشوری توجیح کند، شعاری را به مردم یک کشور تلقین، مردی را رئیس جمهور و نخست وزیری را از صفحه تاریخ ملت محو کند، این قدرت یک رسانه است. جالب است که مخاطبین رسانه اغلب از تاثیر رسانه بر خود غافل اند، و این جنبه ایی دیگر از اعجاز رسانه است. قدرتی که توانایی تغییر فرهنگ عمومی هر جامعه ایی را دارا می باشد، قدر ت یک رسانه در زمان جنگ سرد تبلیغاتی بیش از هر زمان دیگری به چشم می آید. در این حالت بدون شلیک یک گلوله می توان پیروز یا مغلوب شد، رسانه چون بر خواسته از فکر آدمی است قویترین سلاح برای مبارزه با افکار مخالفین نیز می باشد. اما این تاثیر بسته به بافت جوامع مختلف متفاوت خواهد بود، در جوامع انقلابی رسانه، پیک انقلابی برای نشر انقلاب در دیگر نقاط دنیا یا مبارزه با تفکرات ضد انقلابی است، در حالیکه در جوامع غربی رسانه برگ برنده برای موفقیت در انتخابات است. اما وجه مشترک رسانه در هر جامعه ایی، کنترل و جهت دهی افکار عمومی جامعه است.

اهميت و كاركرد رسانه‌ها تا به حدي چشمگيري شده است كه اكنون نظريه‌پردازان علوم سياسي و اجتماعي رسانه‌سالاري را به عنوان بديل و حتي خطري براي‌ آرمان‌هاي عالي بشري نظير دمكراسي، عدالت اجتماعي و آزادي مدني ارزيابي مي‌كنند و از قدرت فراگير و غير قابل تجديد آن كه قابليت استحاله و تخريب هر نوع انديشه و ايده‌اي را داراست سخن به ميان مي‌آورند. مطبوعات، راديو و تلويزيون، اينترنت، سينما، شبكه‌هاي ماهواره‌اي و كابلي جزو گونه‌هاي رسانه‌اي جهان حاضر هستند كه تحليل هر يك از آنها عمق رسانه‌ سالاري را كه تحريف و واژگوني حقايق يكي از آرمان‌هاي صاحبان آنها هستند را نشان خواهد داد.

رسانه می تواند بدون هیچ  مشکلی از مرزهای ملل مختلف عبور کند، و به نشر اندیشه خود بپردازد، چیزی که ما به نام تهاجم فرهنگی می شناسیم. شاید هیچگاه نیرویی نتواند تا عمق خاک کشوری پیشروی کند ولی یک رسانه تا اعماق وجود  همان مردم پیش می رود.

بدون شک رسانه ها در ایران دارای این قدرت هستند اما تنها برای مردم نه برای ملل دیگر، به عنوان مثال شاید رسانه ملی ما بحث انرژی اتمی را برای مردم ما حل کرده باشد ولی آیا توانسته به جهانیان ثابت کند انرژِی هسته ایی حق مسلم ماست.

+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

  اتیان« نظریه انتقادی»

                                             درباره ماکس هورکهایمر - بیرام نوری

 

                            

 

اشاره:«نظریه انتقادی» تلاشی است برای کشف ساختار های جامعه معاصر و تدارک پایگاهی نظری برای نقد آن.مارکسیسم در اینجا به عنوان نظریه ای برای آنالیز نارسائی اساسی جامعه سرمایه داری معاصر و معرفی راه برون رفت از آن به کار می رود.نظریه انتقادی که هم اکنون یورگن هابرماس بزرگترین(واحتمالا آخرین) نماینده آن است نسل هایی از مارکسیست ها را ،از هورکهایمر و آدورنو تا مارکوزه و هابرماس،در بر می گیرد.آنچه که خواهد آمد نوشتاری در باب معرفی ماکس هورکهایمر به عنوان بنیانگذار و یکی از مهمترین اعضای موسسه تحقیقات اجتماعی است.دوست عزیزم «بیرام نوری» متن را تهیه کرده و آن را در اختیار ما قرار داده است.وی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی در دانشگاه تهران است.به علت حجم نسبتا زیاد( وبلاگ است و محدودیت هایش) این نوشتار در دو بخش ارائه خواهد شد.(ا.ز)

                            ---------------------------------------------------------------

 

چکیده:

 مکتب فرانکفورت که در سال 1922 در آلمان بنیانگذاری شد، سعی میکرد مفاهیم و نظریه های مارکسیستی را وارد علوم اجتماعی سازد و آن دو را با هم آشتی دهد. این نگرش اعضای مکتب بر فضای روشنفکرانه دهه های بعدی تاثیر گذاشت و توانست آمیزه ای از نظریه های مارکسیستی و فرویدی و وبری را با هم ترکیب کند. اکثر تحلیلهای مکتب فرانکفورت متاثر از روش تحلیل هگل و مارکس بود. اعضای این مکتب بر اساس دیالکتیک به بررسی امور میپرداختند و عقیده داشتند برای شناخت معتبر علمی باید جامعیت پدیده ها را در نطر گرفت و تجزیه آن ناگزیر به شناخت ناقصی از واقعیت منجر خواهد شد. اعضای این مکتب هم مانند مارکس بر تضاد مبتنی بر مالکیت تاکید داشتند، ولی مثل مارکسیستهای ارتدوکس برجبرگرایی اکونومیستی ، پایبند نبودند و بر آن انتقاد داشتند و بیشتر کارهای اولیه او را که در تقسیم بندیهای اولیه ، به نوشته های هگلی مارکس مشهورند، و جنبه ذهنی دارند، تاکید داشتند و به همین جهت به مطالعه فرهنگ در جوامع مدرن سرمایه داری رو آوردند. در این زمینه آنها تاکید میکردند که سرمایه داری با تولید ارزشهایی به سلطه خود مشروعیت میبخشد، و موجب تداوم نظام سرمایه داری میشوند. ایدئولوژی سرمایه دارانه و به گفته هابرماس "مشروع سازی " هاله ای از ابهام در مورد دولت و طبقه مسلط در نظام سرمایه داری بوجود میآورد که توده مردم نمیتوانند به پشت صحنه نظام سیاسی نگاه کنند و مهمتر اینکه خود آگاهی مردم را از بین میبرند و آنها را مطیع و تابع ببار می آورند. به همین جهت متفکران انتقادی بر نقش خرفت کنندگی رسانه ها و صنعت فرهنگ تاکید میکنند. نظریه انتقادی ، چنانکه از نامش پیداست، بیشتر انتقاد از جنبه های مختلف زندگی اجتماعی از ایدئولوژی و فرهنگ گرفته تا تکنولوژی و هم چنین انتقاد به نظریه های مارکسیتی و جامعه شناسی و نظریه معرفت شناختی اثباتی ، میباشد. در میان بنیانگذاران این مکتب بیشتر از همه چهار اندیشمند مهم و تاثیر گذار بودند: هورکهایمر، آدورنو، بنیامین و مارکوزه ، که البته هر یک از اینها ، هر کدام تحلیلهای خاص خودشان را از جامعه و نظریه انتقادی داشتند و حتی میتوان گفت که نظریه انتقادی واحدی هم در درون این مکتب وجود ندارد. اما هورکهایمر بخاطر اینکه هم ریاست این موسسه را بر عهده داشته و این موسسه را گسترش و ساماندهی کرده است و هم چنین بخاطر ارائه " نطریه انتقادی" که بعنوان پایه و اساس مکتب پنداشته میشود، از اهمیت خاصی برخوردار است، و ما دراین مقاله ، در باره نظریه انتقادی هورکهایمر بحث خواهیم کرد.

+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

 سواد رسانه اي

سواد رسانه ای توانایی استفاده، تحلیل وارزیابی تصاویر، صداها و پیام هایی است که هر روزبه دفعات با آن ها روبرو می شویم و بخشی مهم از فرهنگ معاصر هستند. علاوه براین سواد رسانه ای توانایی برقراری ارتباط مؤثراز طریق رسانه های در دسترس را نیز شامل می شود. منظوراز رسانه ها در این تعریف همه انواع رسانه ها از جمله تلویزیون، سینما، رادیو، نوارهای موسیقی، روزنامه، اینترنت و سایر فناوری های ارتباطی دیجیتال است.

هدف سواد رسانه ای افزایش آگاهی ما نسبت به اشکال مختلف پیام های رسانه ای است که در زندگی روزانه مان با آن ها مواجه می شویم. سواد رسانه ای به شهروندان کمک می کند تا درک کنند رسانه ها چگونه به بینش ها و باورهای مردم نفوذ می کنند، به فرهنگ عمومی شکل می دهند و بر تصمیم گیری های انسان ها تأثیر می گذارند. سواد رسانه ای مهارت شهروندان را در برخورداری از تفکری انتقادی و یافتن راه حل هایی خلاقانه تقویت می کند به گونه ای که این شهروندان به مصرف کنندگانی خردگرا تبدیل می شوند و خود نیز به نوبه خود به تولید اطلاعات میپردازند.

برخورداری از آموزش رسانه ای یکی از حقوق اساسی همه شهروندان در هر نقطه از جهان است. آموزش رسانه ای، آزادی بیان و حق برخورداری از اطلاعات را ممکن می سازد و از ملزومات پیدایش و استمرار دموکراسی است. در حقیقت امروزه سواد رسانه ای از پیش نیازهای هر شهروند کامل وفعال است و زمینه را برای ارتقای گفتگوی میان فرهنگی فراهم می کند.

يقينا براي رسيدن به سواد رسانه اي نبايد از خود رسانه انتظار داشت كه ما را به اين دانش برساند ( البته نه رسانه‌ي ديني كه رسالتش رساندن مخاطب به اين بينش است). اگر رسانه متكفل آگاه كردن مخاطبان از چگونگي قضاوت در مورد رسانه باشد، مسلما چيزي را به مخاطب تحميل خواهد كرد كه در نهايت منجر به تاييد همان رسانه گردد. همان اتفاقي كه امروزه در رسانه هاي غربي افتاده و شهروند غربي با تصور اينكه به ميزان بالايي از سطح سواد رسانه اي رسيده است، و خود آگاهانه و با اختيار به فلان رسانه اعتماد كرده است ، در دام رسانه ها گرفتار آمده است.

سواد رسانه اي يكي از عناصري است كه شهروند غربي خود را با داشتن آنها ازديگر شهروندان متمايز مي‌داند. بدون توجه به اين مسئله كه رسانه اي كه توانسته تصور اين برتري را براي اين شهروند فراهم كند، همان قدرتي است كه او را به جهالت كشانده و با ايجاد نوعي جهل مركب از بيسوادي رسانه اي او استفاده كند و منافع صاحبان رسانه را دنبال نمايد.

+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |

یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقو الله لعلکم تفلحون ( آل عمران 200 )

 در مورد واژه ارتباطات نمی توان به روشنی ادعا کرد که همان معنای ماده ی (ربط) عربی را برساند . چرا که بسیاری از لغات عربی هنگامی که وارد زبان فارسی شدند معنای جدید و متفاوتی پیدا کردند.

در کتاب المنجد(1) می خوانیم : (ربط ربطا : اوثقه و شدّه) که اگر بخواهیم به فارسی دقیق ترجمه کنیم (بستن چیزی در جایی) معنا خواهد داد. به کاروانسرا هم از آن جهت رباط گفته می شود که کاروانها در آنجا اتراق می کردند و اسب ها و شترهایشان را در آنجا می بستند.

در روایات (رابطوا) در این آیه به معنای انتظار اقامه نماز آمده است. گویا مسلمانان دل و جان خود را با پیوندی که در نماز ایجاد می کنند محکم می سازند.(2)

 

در حقیقت انسان زمانی که با کسی ارتباط بر قرار می کند ، در صدد ایجاد عقد و به نحوی وابستگی است . که این وابستگی می تواند از طرف فرستنده یا گیرنده و یا هر دو باشد.

به هر حال انسان ناگزیر است که با موجودات اطراف خود اعم از انسانها ، حیوانات ، نباتات و حتی جمادات ارتباط برقرار کند. در حقیقت می توان ادعا کرد که ایجاد ارتباط جزئی از فطرت آدمی است. حال با توجه به این نکته، آیا ممکن است که دین مبین اسلام که بر مبنای فطرت انسان ها بنا نهاده شده است، در باب این جزء مهم از فطرت آدمی نظری نداشته باشد.

غالب مفسرین (رابطوا) در این آیه ی شریفه را _ بنا بر ریشه لغوی _ به حفاظت و نگهبانی از مرزها معنا کرده اند. به نظر من یکی از اهداف بر قراری ارتباط از نظر دین مبین اسلام هم همانا دفاع از مرزهای اعتقادی و فرهنگی مسلمانان است. پس شاید بتوان گفت که یکی از مهم ترین دلایل ارتباط برقرار کردن ، اصرار و پافشاری بر درست بودن اعتقادات و فرهنگ اسلامی است و اثبات این حقانیت از طریق دانش ارتباطات.

این همان چیزی است که امروزه هم نگاه متدینین بر خلاف آن است و هم آن چیزی که در خارج واقع می شود مغایر با آن. امروزه بسیاری از مذهبی ها از برقراری ارتباط ( در زمانی که عصر ارتباطات است) به بهانه های مختلف ابا دارند. شاید دلیل اصلی این مطلب ترس از مغلوب شدن در دنیای پیچیده ی ارتباطات است با توجه به اینکه ابزارها و امکانات دیگران به مراتب از ما بیشتر و پیشرفته تر است .

به نظر من زمان آن رسیده است که ما با شهامت و ایمان به صحت عقاید و با پشتوانه ی فرهنگ غنی اسلامی _ ایرانی وارد این عرصه شده و در صدد بیان نظریه های نوین اسلامی در مقوله ارتباطات باشیم تا بر اساس این نظریات بتوانیم روند تحولات جهانی را به نفع مسلمین و در حقیقت در جهت زمینه سازی برای ظهور منجی کل ، تغییر دهیم.

 

والسلام علینا و علی عباد ا... الصالحین

علی میری

 

1 ) المنجد فی اللغه و الاعلام ، ج 1 ، ص 245

2 ) تفسیر نور ، ج 2 ، ص
+ نوشته شده توسط علی میری در و ساعت |